السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

241

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

حالت دوم : اين‌كه همان‌طور كه محمول در ظرف تشكيل قضيه تصورى جدا از تصور موضوع دارد ، كه بر موضوع عارض شده و به اتحاد آن با موضوع حكم مىشود ، در خارج نيز واقعيتى جدا از واقعيت موضوع دارد كه بر موضوع عارض شده و يك نوع اتحاد و يگانگى با آن پيدا مىكند . مانند قضيهء : انسان متعجب است يا خندان است ؛ تعجب و خنده ، هردو ، در خارج واقعيتى جدا از ذات انسان دارند كه به انسان ضميمه شده و آن را به متعجب و خندان متصف مىكنند . به عقيدهء حكما ، كليه مقولات نه‌گانهء عرضى ، از جمله كيف ، محمول بالضميمه مىباشند ، يعنى امورى هستند بيرون از ذات موضوع كه به آن ضميمه مىشوند . بازگشت به كلام محقق سبزوارى در صورتى مىتوان گفت : « ظهور شىء در پيشگاه نفس كيف بالذات است » كه اين ظهور داراى واقعيت خاص و وجود منحازى براى خود باشد كه بر نفس عارض شود ، امّا دانستيم اين ظهور واقعيتى جدا از وجود صورت ذهنى ندارد ، و همان‌طور كه در بررسى امر سوم بيان شد ، وجود صورت ذهنى را نمىتوان كيف بالذات دانست . و اما امر پنجم ، يعنى ظهور شىء براى نفس ، كه همان اضافهء ميان نفس و صورت ذهنى است ، نيز نمىتواند كيف بالذات باشد . زيرا رابطه و اضافه بر دو قسم است : اضافهء مقولى و اضافهء اشراقى . براى بررسى واقعيت اضافهء ميان نفس و صورت ذهنى لازم است توضيحى دربارهء اين دو نوع اضافه بيان شود . اضافهء مقولى و اضافهء اشراقى اضافهء مقولى آن است كه دو شىء مستقل از هم موجود بوده و ميان آنها رابطه‌اى برقرار باشد ؛ مانند دو برادر ، كه هركدام وجودى مستقل از ديگرى دارد ، و اين دو وجود مستقل ، رابطهء اخوت با يكديگر دارند ؛ يا سقف اتاق و كف اتاق كه هركدام مستقل از ديگرى وجودى براى خود دارد ولى در عين حال ، ميان آنها برقرار اضافهء فوقيت و تحتيت مىباشد . حاصل آن‌كه اضافهء مقولى رابطه‌اى است كه ميان دو